مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
582
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
درهم و نيم ، آنگاه امام و گواهان و نويسندگان طلاق را احضار مىكند و به زن مىگويد كه تو رها شدهاى از من ( تو مطلقهاى از جانب من ) صدبار و با هر كس كه بخواهى مىتوانى ازدواج كنى . البته بر زن آبستن طلاق واقع نمىشود و مرد مىتواند مادام كه زنش ازدواج نكرده به وى رجوع كند ، خواه عدهاش تمام شده باشد و خواه نشده باشد . ولى اگر ازدواج كرد بر مرد نخستين حرام مىشود . در خريد و فروش حكم ايشان اين است : تا هنگامى كه مشترى مال را به جايى كه مىخواهد نبرده و فروشنده به وى تسليم كرده است ، آن دو حق خيار دارند . حدود در نزد ايشان پنج نوع است : سوختن و كشتن و سنگساركردن و تعزير و تغريم . اما سوختن ، حدّ كسى است كه با مادر زنش يا با ربيبهاش يا با زن فرزندش زنا كند . كشتن حدّ كسى است كه كسى را بكشد . سنگسار كردن حدّ كسى است كه زناى محصنه ( زنا يا لواط ) كند و حدّ زن است در صورتى كه با بهايم بياميزد . تعزير حدّ كسى است كه قذف كند . تغريم حدّ كسى است كه دزدى كرده باشد . آوردن گواه بر مدعى است و منكر بايد سوگند ياد كند . اين سى و هفت كارى است كه هر كس در روز شنبه يا شب شنبه يكى از آنها را انجام دهد سزاوار مرگ است : شخم زدن زمين و كشت كردن و درودن و آب به كشتزار بردن و تلم زدن و شيردوشيدن و هيزم شكستن و آتشافروختن و خمير كردن و نان پختن و جامه دوختن و بافتن رشته و نوشتن دو كلمه و صيد كردن و كشتن حيوان و بيرون شدن از دهكده يا ده و از جايى به جايى رفتن و خريد و فروش و كوفتن و آرد كردن و هيزم گردآوردن ، و بريدن پنير ( قطع الجبن ) و كوبيدن گوشت و اصلاح كفش اگر منقطع شده باشد و به هم آميختن علف چهارپايان . بر نويسنده جايز نيست كه روز شنبه از خانهاش خارج بشود در حالى كه قلم همراه اوست و همچنين خياط با سوزنش . هر كس كارى كند كه سزاوار كشته شدن باشد و خود را تسليم نكند وى ملعون است . در يادكرد شرايع نصارى در ميان ايشان اختلافها و فرقههاست ، از ايشاناند : ملكانيّه ، نسطوريّه ، يعقوبيّه ، يوذعانيّه [ 1 ] ، مرقونيّه ، و فوليّه و ايشان رهاويّهاند ، آنها كه در نواحى حرّاناند و فرقههاى
--> [ 1 ] در ملل و نحل ، شهرستانى ، ج 1 ، ص 509 و الانوار و المراقب ، ج 1 ، ص 13 يوذعانيه و از فرق يهود است و بنابر نوشتهء الانوار ، ايشان پيروان يوذعاناند كه دعوى مسيح بودن داشته است . در نسخهء اصل ما نيز بوذعانيه بود و هوار به برذعانيه تصحيح كرده است .